لینک دانلود خرید پایین توضیحات
دسته بندی : وورد
نوع : ( قابل ویرایش اماده پرینت )
تعداد : 62 صفحه
قسمتی متن :
مقدمه
« خواست اهورا مزدا ، من چنینم که راستی دوست دارم دروغ گردانم . دوست ندارم که ناتوانی حق کشی رنج باشد . چنین دوست ندارم که حقوق توانا سبب کارهای ناتوان اسیب برسد . چه که درست من دوست دارم من دوست برده دروغ نیستم ، من برده خشم نیستم ، حتی وقتی خشم مرا برمی انگیزاند ، فرو نشانم . من سخت هــوس
خود فرمانروا هستم »
« داریوش »
بی شک بخش عمده فرهنگ تمدن امروز ما ، روزگاران هزاره دور باز گردد . قرونی که بومیان فلات ایران سپس مهاجرین ویژه اریای ، تلاش کوششی خور ستایش ، فرهنگ تمدنی افریدند که خدمت بشریت بوده تمدنهای بسیاری امروز وام دار خود کرده . روش زندگانی انان طی قرون موجب شکل گیری یک الگوی جهانی که امروزه قالب سازمان وابسته حقوق بشر مشاهده کنیم .
در حقیقت فرهنگ تمدن ایرانی ویژه ایران هخامنشی ، سهم سزایی رابطه دارد . درستی مهم بدست نیامده ، مگر سایه خردمندی ازادی ، که مردم ایران شهر باور داشته پاسداری گسترشش ، حتی ارزانی داشتن جان خود دریغ نورزیدند .
در واقع توان چنین برداشت کرد که فرهنگ تمدن ایران باستان ، گواهی مورخان داخلی خارجی ، پایه اخلاق بنا شده . اخلاقی که میراث سنتی اریایی باورها اموزه زرتشت مایه گرفت .
در کتب مقدس یهودیان ، پادشاهان هخامنشی عنوان فرمانروایان اهورایی که خداوند انها فرمانروایی زمین افریده ، یاد شده انان معتقد بودند که کوروش بزرگ همان مسیح وعده داده شده ، تورات . قران فرمانروایی ارمانی خدایی شکل ذوالقرنین نمود پیدا کند .
قالوا ذالقرنین جوج ماجوج مفسدون فی الارض فهل نجعل لک خرجا
علی تجعل بیننا بینهم سدا .
« ( گروه او ) گفتند : ذوالقرنین ! یاجوج ماجوج سرزمین
فساد کنند ، ایا ممکن ما هزینه تو قرار دهیم که
میان ما انها سدی ایجاد کنی ؟ » « کهف /94 »
فهرست عناوین
مقدمه
1- سرفصل 1 – ذوالقرنین
2- تشکیلات
قوانین
3- اداب رسوم
4- مراسم رسمی جشن ها
5- هنر
قالیبافی
ریخته گری
کنده کاری فلزات
هنر نمایشی
6- ساختار اجتماعی
- اقتصاد
- خط زبان
- دانش علوم
- پوشاک
7- وسعت ایران هخامنشی
8- سخن اخر ( فرهنگ ملی )
9- منابع
ذوالقرنین که : ( کهف / 94 )
( من اعلام القران ) ، که ذوالقرنین ( صاحب دو قرن ) که قران مجید امده نظر تاریخی چه کسی بوده کدام یک مردان معروف تاریخ منطبق شود ؟ میان مفسران گفتگو بسیار زیاد . نظریات مختلفی زمینه ابراز شده که مهمترین انها سه نظریه زیر :
اول : بعضی معتقدند او کسی جز « اسکندر مقدونی » نیست ، لذا بعضی او نام اسکندر ذوالقرنین خوانند معتقدند که او بعد مرگ پدرش کشورهای روم مغرب مصر تسلط یافت شهر اسکندریه بنا نهاد ، سپس شام بیت المقدس زیر سیطره خود گرفت جا ارمنستان رفت ، عراق ایران فتح کرد ، سپس قصد « هند » « چین » کرد جا خراسان بازگشت شهرهای فراوانی بنا نهاد عراق امد بعد شهر « زور » بیمار دنیا رفت گفته بعضی بیش 36 سال عمر نکرد ، جسد او اسکندریه بردند جا دفن کردند ( بعضی گفته اند ، نخستین کسی که نظریه ابراز کرده شیخ ابوعلی سینا کتاب الشفاء بوده ) .