لینک دریافت فایل خرید پایین توضیحات
فرمت word قابل ویرایش پرینت
تعداد صفحات: 15
مقدمه
اکثر مردم عضو سازمانهایی1 ساختار رسمی ساختار غیر رسمی هستند. رابینز2 سازمان اینگونه تعریف کند:
"سازمان پدیده اجتماعی که طور اگاهانه هماهنگ شده، دارای حدو مرزهای نسبتا مشخصی بوده وبرای هدف مجموعه اهداف اساس یک سلسله مبانی دایمی فعالیت کند."(رابینز، 1987 3). سازمانها جز عامل حیاتی مدیریت، عنصر اساسی دیگری نام «انسان ها» وجود دارند.
در واقع توفیق سازمانها مستقیما استفاده موثر منابع انسانی بستگی دارد. (حقیقی دیگران، 1380). «رهبری» عنوان یک کارکرد اجتماعی مهم، میانجی بین دو یعنی «مدیریت» «منابع انسانی» است.
«رهبری»3 هنر مدیریت (دویتری4، 1984) نحوی که رهبری اثر بخش تواند افراد که منظور تعیین تحقق هدفها نفوذ کند حس وفاداری وهمکاری احترام انها وجود اورد. (دویتری، 1984 ترجمه میرسپاسی 337). سوی دیگر توانایی نفوذ دیگران وسیله قدرت بوجود اید. (هرسی بلانچارد5، ترجمه کبیری ص228).
پس قدرت عنوان پدیده اجتناب ناپذیر ویژگی اساسی نقش مدیراست که اثر بخشی6 او سازمان فراهم سازد. قدرت سازمان خود خود پدید نمی اید، بلکه سرچشمه دارد که هر یک نوع رهبری مدیر اثر گذارد. (حقیقی دیگران، 1380 402) اهمیت منابع قدرت7 یک مدیر انجا که حتی حیث روابط انسانی پرداخته شده ضرورت جامعه امروزی ما اثبات رسیده است. (گریفیث8، ترجمه بخشی 126).
__________________________________________
7. power resurce 4. daughtrey 1. organization
2. ROBBINS 5. hersy/ BLanchard 8. Griffiths
3. Leadership 6. Effectivness
در عین حال همیشه باید سازمانهای اموزشی غیر اموزشی نکته مدنظر قرار دهیم که اشنایی شیوه نوع کاربرد قدرت استفاده صحیح ما تحقق تامین هدفهای سازمان کمک کند، نه خود قدرت. اعتقاد ابراهام زلزنیک1 (1997) قدرت دست افراد خطا ریسک انسانی دنبال دارد گاهی کاربرد نامناسب منابع قدرت جانب مدیران موجب فشارهای روحی روانی سازمان شود که باعث خطر انداختن بهداشت روانی معلمان شود. نتیجه ناگزیر استفاده علم روانشناسی منظور حل مسایل روحی روانی محیط سازمانی خود هستیم. (ساعتچی، 1381).
یکی مولفه روانشناسی که دهه 1990میلادی بعد ادبیات مدیریت کار رفته هوش هیجانی2 است. (گلمن3وهمکاران، 1998). که ارتباط مستقیمی اثر بخشی سازمان دارد (چرنیس4،2001،ص8) بهبود عملکرد سازمان کمک کند.(Clophil, Dunstuble, 2004 ).
هوش هیجانی سعی تشریح جایگاه تفسیر هیجانات عواطف توانمندیهای اساسی دارد.5 (گلمن دیگران (2002)، گلمن معتقد هنگامی که سعی توضیح دلایل اثر بخشی رهبران بزرگ داریم موضوع استراتژی بینش قوی صحبت کنیم، یک چیز مهمتر وجود دارد که: «رهبران بزرگ طریق عواطفشان کار کنند.» (گلمن 2001).
در مجموع باید گفت که رهبری ریاست معنای تسلط نیست بلکه هنر متقاعد کردن اشخاص کار جهت یک هدف مشترک است. زیرا گلمن همکارانش (2002) معتقدند رهبران که هوش هیجانی بهره گیرند رهبری هیجانی استفاده کنند الگوی سلامتی روابط کاری موثر خلق کنند.
__________________________________________________
4. cherniss 1. Zaleznik
2. Emotional intelligence 5. caruso
3. Golman
در نتیجه ضمن اینکه هوش هیجانی نقش مرکزی درفرایند رهبری ایفا کند؛ (گورگی1 ، 2000) باعث تنوع منابع قدرت شود، (کی یرستد2 ، 1999)، اختلالات روانی پیشگیری اولیه عمل اورد (بار- اون3، 1999) باعث توانمندی انسان دربعد شایستگی شخصی اجتماعی شود. (گلمن، 1995)
با توجه اینکه معلمین یکی عناصر عمده شکل گیری سازمانهای اموزشی هستند حمایت نگهداری معلم مهمترین وظیفه مـدیران (عسگریان، 1376)و توجه اهمیت ضرورت هوش هیجان مدیران هر سازمان اختصار ذکر شد، مدیران مدارس نه تنها باید نسبت هوش هیجانی دانش اموزان معلمان حساس باشند بلکه باید نسبت هوش هیجان خودشان حساس باشند استفاده درست توجه نمایند.
در تحقیق توجه اهمیت هوش هیجانی مدیر رهبری مطلوب توجه غیر قابل تفکیک بودن منابع قدرت مدیران رهبری اموزشی محقق بررسی رابطه هوش هیجانی انان منابع قدرت پردازیم.
__________________________________________________
1. George
2. Kierstead
3. Baron
بیان مساله
قدرت1 نزد همه انسانها بالتبع سازمانها وجود داد اما رغم گستردگی میزان نزد افراد متفاوت است. تعاریف زیادی قدرت وجود دارد. مثال:
- تالکوت پارسونز2 معتقد که قدرت چیزی که گسترده شکل جهان پخش شده است.
- راسل3 معتقد که قدرت ایجاد تاثیرات نظر (راسل 1938).
- رانگ4 قدرت کنترل نظر توفیق امیز دیگران محدود کنند (رانگ 1968).
- استگدیل5 قدرت ابزار رهبری داند که رهبر رفتار پیروان نفوذ کند. (استگدیل 1974).
- تعریف فرنچ6 قدرتی که A B دارد عبارت حداکثر نیرویی که A تواند B القا کند منهای حداکثر نیرویی که B تواند جهت مخالف بوجود اورد (فرنچ 1956).
- حقیقی همکاران قدرت ویژگی اساسی نقش یک مدیر داند که زمینه اثر بخشی او سازمان فراهم سازد (حقیقی همکاران 1382).
اما کاترین بنزینگر7 فرایند کسب قدرت بکارگیری دیدگاهی خاص بخشیده است. (هرسی بلانچارد ترجمه کبیری 1378).
بنزینگر قدرت توانایی انجام کار میل خود داند (بنزینــگر 1982)، متذکر شود مـیان قدرت شخصی (تخصص8 - مرجعیت9) قدرت سازمانی (مشروع10- پاداش11- اجبار12 ) تفاوتهای عمده وجود دارد. او اختلافات میان قدرت شخصی قدرت سازمانی ناشی ازادی انتخاب
__________________________________________________
9. refrenet power 1. Power 5. Stogdill